الشيخ علي المشكيني

54

تفسير روان (فارسى)

شىء : تا آخر شمردن و بر آن احاطه كردن . فرداً حال است از كلّ . تفسير : وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً اغلب مشركان مكه و قريش قائل بودند كه بت‌هايشان فرزندان خدايند البته به عنوان تجليل و تعظيم آنها ، هر چند تراشيده‌شدهء دست خودشان بودند . و اين آيه اشاره است به گفتار برخى از آنها كه مىگفتند : خداوند داراى فرزند به معناى حقيقى و تجزيه شده و تولد يافته از اوست و از جوهرهء ذات حق در وى به انشقاق از مبدأ وجود دارد . و آيات سه گانهء آتى در ردّ اين گمان فاسد است . معناى آيه : و آن مشركان گفتند كه خداى رحمان براى خود فرزندى اتخاذ نموده است . لَّقَدْ جِئْتُمْ شَيْئاً إِدّاً در اين آيه التفات از غيبت به خطاب است براى بيان شدت زشتى سخن و بزرگى گناه و ناروا بودن مزعمه و گمان آنها . يعنى : اى مشركان ، حقّاً كه در اين ادعا امرى زشت و قبيح به جا آورديد . تَكَادُ السَّماوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدّاً * أَن دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً يعنى : نزديك است از زشتى و بدى اين ادعا آسمان‌ها بشكافند و زمين دهان باز كند و منشق گردد و كوه‌ها فرو ريزند . آرى از اين‌جهت كه براى خداى رحمان ادعاى فرزند نمودند . وَمَا يَنبَغِى لِلرَّحْمنِ أَن يَتَّخِذَ وَلَداً يعنى : و هرگز خداى رحمان را نسزد و به حكم عقل و خرد محال باشد و ممكن نباشد و طبق همهء شرايع آسمانى باطل و ناروا باشد كه خداوند براى خود فرزند بگيرد . إِن كُلُّ مَن فِى السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ إِلَّا آتِى الرَّحْمنِ عَبْداً يعنى : جز اين نيست كه همهء صاحبان خرد و شعور كه در آسمان‌ها و زمين‌اند در برابر خداوند رحمان برده آمده و سرِ بندگى فرود آورده‌اند . مراد از برده‌آمدن همه ، توجه همه به سوى او و حضور خاضعانه و ذليلانه در برابر او و